کمدی چیست؟

کمدی چیست؟

متفکران و فیلسوفان از ارسطو و افلاطون گرفته تا هابز ، فروید و … آنقدر دچار سوء تفاهم بودند که حتی وقتی کسی برایشان جک تعریف می کرد، راجع به آن سوال فلسفی مطرح می کردند و هیچ کسی نمی توانست به آنها جوابی بدهد. شما خوش شانس هستید که این مطلب را برای جواب این سوالات پیدا کرده اید.

برای تعریف کمدی اول باید ازخودتان بپرسید که چرا کمدی غیر قابل توصیف به نظر می رسد؟

جواب آن ساده است. اساسا کمدی با توصیف در تقابل است. چون توصیفات گاهی نیاز به مخالفت دارند. ما برای توصیف کردن از زبان استفاده می کنیم. برای چیزی که از پیچیدگی های وجودی جهان درک میکنیم، حد و مرزی تعیین کنیم. ما می گوییم فلان چیز به این معنی است و آن را در سیستم معنایی قرار می دهیم. بی نظمی به جهان هستی تبدیل می شود وجهان هستی در قالب یک سازه کیهان شناسی علمی تفسیر می شود.
ما به یک نظم واقعی کیهانی نیاز داریم وگرنه 100 درصد دچار آشفتگی می شویم. این آشفتگی می تواند ناهنجار باشد. برای همین است که چیزی به نام واقعیت می سازیم. حال به منطق و عقل کل فکر کنید که پیوند محکمی بین کلمه و حقیقت به وجود می آورد.

چه چیزی خنده دار به حساب می آید؟

چه چیزی خنده دار به حساب می آید؟

چه چیزی خنده دار به حساب می آید؟

بعضی ها می گویند حقیقت خنده دار است چون واقعیت دارد. اما این نگاه خیلی ساده ای است. خیلی از دروغ ها خنده دار هستند، افسانه های کمدی هم میتوانند خنده دار به نظر بیایند، داستان های من در آوردی و نامفهوم هم غالبا خنده دار به نظر می رسند. خیلی از حقایق خنده دار نیستند. مثلا 2+2=4 اما این جواب خنده دار نیست. ممکن است شما یک خاطره واقعی برا دوستتان تعریف کنید و او نخندد.

چرافقط بعضی از موضوعات واقعی و غیر واقعی خنده دارند؟ این حقایق که چه رابطه ای با حقیقت جهان هستی و توضیح و تفسیرش دارند؟

هنری برگسون یک فیلسوف فرانسوی و متفکری بود که به دنبال توصیف کمدی نبود. او مقاله ای در مورد توصیف خنده نوشت و گفت از آنجایی که کمدی یک چیز زنده است نمی خواهد آن را توصیف کند. او گفت خنده کاربرد اجتماعی دارد و آن هم این است که سختی و خشکی رفتار و منش مردم را از بین می برد. کسانی که یک کار را بارها و بارها انجام میدهند و یا تصویر اشتباهی از خودشان و دنیا می سازند یا فقط با توجه نکردن به پوست موز روی زمین، خودشان را با شرایط واقعی وفق نمی دهند بدون آنکه بخواهند به سخت گیری های بی فکرانه ی خودشان بی توجه اند. این خطرناک است اما در عین حال خنده دار است.

قسمت خنده دار هر چیزی کجاست

قسمت خنده دار هر چیزی کجاست

کمدی یک نیروی محرک و حیاتی است که به ما کمک می کند تا با محیط سازگار شویم. برکسون خیلی دقیق درباره این که چه طور بفهمیم قسمت خنده دار هر چیزی کجاست توضیح داده است.
اساس مفهوم کمدی ، تضاد بین نیروهای سازگار بشر و اتوماتیسم غیر انسانی است. ممکن است مجموعه ای از سیستم هایی که ادعا ی توصیف حقیقت را دارند در واقع یکی از آن نیروهای تخریبی انسانی باشند که کمدی قصد دارد آنها را از بین ببرد.
بیاید به سراغ ارسطو برویم. او در باره کمدی چند نظریه متافیزیکی دارد. قانون اساسی غیر متناقض بودن پایه اساسی منطق.
عبارت های متناقض نمی توانند به طور همزمان حقیقت داشته باشند. اگر الف جمله ای بدیهی و واضح باشد ، الف و متضاد آن نمی توانند هر دو درست باشند.
به نظر می آید کمدی در واقع از غیر منطقی بودن تضاد های منطقی به وجود می آید. ما زمانی می خندیم که نظم مورد انتظارمان در دنیا به هم بریزد و خلاف آن ثابت شود. مثل زمانی که حرف های ناگفته دلمان یک چیز دیگر است و رفتارمان خلاف آن را نشان می دهد یا وقتی متوجه می شویم یک کمدین چیزهایی می گوید که در ذهن ما هم هست و در خلوت خودمان به آنها فکر می کنیم. یا وقتی که گربه ها پیانو میزنند. چون گربه هایی که مثل آدم ها رفتار می کنند واقعیت دنیای ما را به هم میریزند. پس ما فقط به حقایق نمی خندیم. ما به افشای لذت بخش اشتباهات، عدم تجانس و ناسازگاری ها می خندیم. به اتفاقاتی که در سیستم منظم حقایق شناخته شده ما می افتد. وقتی خیلی افکار خودمان را دست بالا میگیریم. وقتی فکر میکنیم فقط به خاطر این که ما کلمات را بیان میکنیم آنها حقیقت دارند و از انطباق پذیری دست می کشیم، با آشفتگی های کوچکی که به وجود میآوریم، خودمان را موضوع خنده دیگران می کنیم.
کمدی یک نشاط آموزنده همراه خودش دارد اما هیچ توصیف منطقی ندارد. چون بر اساس منطق ماست اما به صورت فرا منطقی عمل می کند و هیچ مرز خارجی ندارد. با وجود این که هیچ توصیف قطعی ندارد اما می تواند به هزاران شکل توصیف شود.
یکی از توصیف ها این است که هر چیزی می تواند به کمدی تبدیل شود پس تمام تعریف هایی که برای حقیقت وجود دارد خصوصا آنهایی که ادعای توضیح حقیقت جهانی، منطقی و کیهانی دارند، خنده دار می شوند.

برخی از مطالب مشابه و مرتبط به این پست :

ویژگی مشترک فیلم های ژانر و حشت ناک و کمدی ، کنایه نمایشی است.

ویژگی مشترک فیلم های ژانر و حشت ناک و کمدی ، کنایه نمایشی است.

فیلم های ژانر وحشت ناک و کمدی ممکن است در ظاهر با هم کاملاً فرق داشته باشند اما دلیل این که هر دوی آنها آنقدر محبوب هستند، شاید به خاطر همان ویژگی مشترک آنها باشد یعنی استفاده آنها از کنایه نمایشی. اجازه دهید که مسئله را واضح تر بیان کنیم. سه نوع کنایه نمایشی وجود […]

نقش هنر در زندگی شما ، هنر می تواند شما را تواناتر کند.

نقش هنر در زندگی شما ، هنر می تواند شما را تواناتر کند.

یک طرز فکر اشتباه وجود دارد که هنر در دنیای واقعی هیچ اهمیتی ندارد. بهتر است بدانید که مطالعه ی هنر می‌تواند درک و توانایی ما را تقویت کند و کمک کند تا آنچه را که میبینیم دقیق تر برای دیگران توضیح دهیم. این چنین مهارت هایی بسیار مفیدتر از آن هستند که فکرش را […]

تراژدی ها و جذابیت آنها

تراژدی ها و جذابیت آنها

داستان تاحدودی به این شکل است که یکی از اعضاء ثروتمند یا درست کار خاندان سلطنتی که از جهات دیگر اتفاقا بسیارهم شبیه ماست اشتباهی مرتکب می شود که زندگی خود واطرافیانش را به مرور به فنا می کشاند. به نظر آشنا نیست؟ این قالب کلاسیک تراژدی های یونانیست. هزاران سال است که ما با […]

قهرمانی با هزار چهره

قهرمان سازی

آیا کاری که هری پاتر ، هانگر گیمز و …. کردند با قهرمانان افسانه ای باستان اشتراکی دارند؟بله در واقع آنها همگی نسخه ای از یک قهرمان اند. جوزف کمبل افسانه های کل دنیا را مطالعه کرد و کتابی با نام ” قهرمانی با هزار چهره ” منتشر کرد که داستان های بی شماری را […]

نویسنده این مطلب کیست؟

درباره نویسنده :
نام : یاس
نام خانوادگی : لگزیان
لقب : مدیر سایت

زندگی نامه : برای آزاد شدن ذهنم کتاب میخونم و فیلم می‌بینم و گاهی با دوستان کوه نوردی می‌کنم. من عاشق یادگیری و آموزش هستم. تولید محتوای علمی عشق منه و سعیم بر اینه که در هر زمینه‌ای بتونم خودمو به‌روز نگه دارم. کارشناسی ارشد مهندسی فناوری اطلاعات خوندم و سابقه‌ی نویسندگی و مترجمی مقالات تخصصی فناوری اطلاعات رو دارم.

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)